islamkingdomfaceBook islamkingdomtwitter islamkingdomyoutube islamkingdomnew


و (بیاد آور) هنگامی را که ابراهیم به پدرش آزر گفت: «آیا بتها را به خدایی می گیری؟!من تو وقوم تو را در گمراهی آشکار می بینم»

واینچنین، ملکوت آسمانها وزمین را به ابراهیم نشان دادیم، تا از یقین کنندگان باشد

پس هنگامی که (تاریکی) شب او را پوشانید، ستاره ای دید، گفت:«این پروردگار من است» وچون غروب کرد؛ گفت:«غروب کنندگان را دوست ندارم»

پس هنگامی که ماه را تابنده دید؛ گفت: «این پروردگار من است». وچون غروب کرد، گفت: «اگر پروردگارم مرا راهنمایی نکند، مسلماً از گروه گمراهان خواهم بود»

پس هنگامی که خورشید را درخشنده دید، گفت: « این پروردگار من است؛ این بزرگتر است». اما وقتی که غروب کرد، گفت: «ای قوم! من از آنچه (برای الله) شریک قرار می دهید، بیزارم»

بتحقیق من روی خود را به سوی کسی آوردم که آسمانها وزمین را پدپد آورد، حقگرایم واز مشرکان نیستم

وقومش با وی به مجادله وستیز پرداختند، گفت: «آیا درباره ی الله با من مجادله وستیز می کنید؛ در حالی که مرا هدایت کرده است؟! ومن از آنچه با او شریک قرار می دهید، نمی ترسم، مگر پروردگارم چیزی را بخواهد، علم ودانش پروردگارم همه چیز را در برگرفته است، آیا پند نمی گیرید؟!

وچگونه از چیزی که شریک او قرار داده اید؛ بترسم؟! در حالی که شما نمی ترسید از آنکه چیزی را شریک الله قرار داده اید که هیچ گونه دلیلی درباره ی آن بر شما نازل نکرده است، پس اگر می دانید کدام یک از این دو دسته به ایمنی شایسته تر است؟